{{item.fa_name}}
جستوجوی دقیق برای معنی
To Bank
در واژهنامه ترجمیک
زمان جستجو: ۰.۰۰۲ هزارم ثانیه
درباره واژهنامه ترجمیک
۰
۰
[bbCustoms]
[... عمومی ...]
در بانک گذاشتن
معنی To Bank, معنی Tخ Bشئم, معنی To Bank, معنی اصطلاح To Bank, معادل To Bank, To Bank چی میشه؟, To Bank یعنی چی؟, To Bank synonym, To Bank definition,
معنی budget
,
ترجمه budget
به فارسی,
معنی متیلن کلراید
,
ترجمه متیلن کلراید
به انگلیسی,
معنی Per Capita Consumption
,
ترجمه Per Capita Consumption
به فارسی,
معنی (.iv &.tv، .n):حد، مرز، محدود، سرحد، خیز، جست , : اماده رفتن، عازمرفتن، مهیا، موجود، مقید، موظف مجاوربودن، مشرف بودن (no یا htiw)، جهیدن، (.jda) , وخیز، محدودکردن، تعیین کردن، هممرز بودن
,
ترجمه (.iv &.tv، .n):حد، مرز، محدود، سرحد، خیز، جست , : اماده رفتن، عازمرفتن، مهیا، موجود، مقید، موظف مجاوربودن، مشرف بودن (no یا htiw)، جهیدن، (.jda) , وخیز، محدودکردن، تعیین کردن، هممرز بودن
به انگلیسی,
ترجمه مقاله فارسی به انگلیسی
،
ترجمه مقالات انگلیسی